یادت هست نوازشهای موهای بلند تو به دستم
یادت هست کجا از چشم تو افتادم و من گوشهای
تنها شکستم شکستنم یادت هست
حالا که دیر است چرا آمدی دنبال تکه تکههایم
باید من حتما زمین خورده باشم تا یادت بیایم
حالا که دیر است چرا آمدی دنبال تکه تکههایم
باید من حتما زمین خورده باشم تا یادت بیایم
دیگر آرامم نمیکند هیچ نگاهی
سوت و کور است دلم بدون هیچ نور چراغی
بی نفس مانده تنم مثل یه ماهی
سرنوشت همه عشقت فراموشی شد
هر دفعه اسم تو آمد عجب آشوبی شد
هر موقع فکر فراموشی تو افتادم
تک تک خاطرههایت یک دفعه رو میشد
حالا که دیر است چرا آمدی دنبال تکه تکههایم
باید من حتما زمین خورده باشم تا یادت بیایم
حالا که دیر است چرا آمدی دنبال تکه تکههایم
باید من حتما زمین خورده باشم تا یادت بیایم
رضا مصدق
حالا چرا