شکوفه میرقصد از بادِ بهاری
شده سر تا سر دشت سبز و گلناری
شکوفههای بیقرار روزِ آفتابی
به صبا بوسه دهند با لبِ سرخابی
ای شکوفه خندهی تو جلوهها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
دلداده بلبل دارد سخنها
آراید از ساز و سخن بزمِ چمنها
پروانه در بزمِ طرب آمده تنها
بادِ بهاری با بیقراری
شکوفه پرپر کند و لاله پریشان
به هر طرف دستِ صبا گشته گُل افشان
شکوفه میرقصد از بادِ بهاری
شده سر تا سر دشت سبز و گلناری
عطرِ جان پرورِ گُل میبرد هوشم
نغمهی مرغِ چمن کرده خاموشم
ای شکوفه خندهی تو جلوهها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
نیما سیسارون
شکوفه