قدم زدن دلم می خواد کنار تو
تموم نشه کنارت این پیاده رو
نگاه کنی به ساعتت بهت بگم نرو نرو
من احتیاج دارم به عطر موی تو
بپیچه تو اتاق همیشه بوی تو
نذاربمونه دل تو آرزوی تو نرو نرو
یه جای دنج با نور کم
بهم بگی که دوره غم
تو نزدیکم باشی از آدما دور بشم
مال من باش چشام حال گریه داره
دید من به زندگی به تو بستگی داره
نکنه نبینمت اون روزو خدا...نیاره نیاره نیاره
چشم تو آخرین راه فراره
مثه رهایی از چوبه ی داره
که هرچی می خوامو اون چشا داره
غمت واسه من تمام خنده ها مال تو
به صد تا دریا که نمی دم بوی شال تو
خودم می بندم زخم روی بالتو
نشد که با من فقط خوب بشه حال تو
مال من باش چشام حال گریه داره
دید من به زندگی به تو بستگی داره
نکنه نبینمت اون روزو خدا...نیاره نیاره نیاره
چشم تو آخرین راه فراره
مثه رهایی از چوبه ی داره
که هرچی می خوامو اون چشا داره
محمد سرمدی
راه فرار