Dariush - Darde Gong

Darde Gong

Dariush


درد گنگ

داریوش

578K Plays Lyrics Date Added: February 3, 2022
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
غمی در استخوانم می‌گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می‌سوزدم گه می‌نوازد

فغانی گرم و خون آلود و پر درد
غروبی پیچدم در سینه تنگ
چو فریاد یکی دیوانه گنگ
که می‌کوبد سر شوریده بر سنگ
سرشکی تلخ و شور از چشمه دل
نهان در سینه می‌جوشد شب و روز
چنان مار گرفتاری که ریزد
شرنگ خشمش از نیش جگرسوز

پریشان سایه‌ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج و گمراه
چو روح خواب‌گردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه‌ام دردیست خون بار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم می‌گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می‌سوزدم گه می‌نوازد
نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویم
نمی‌دانم


داریوش
درد گنگ